ابتدایی
مطالب آموزشی و اخبار برای ( همکاران اولیا و دانش آموزان) دوره ی ابتدایی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

در این مقاله به نقد و بررسی آموزش و پرورش و چالش های پیش روی آن پرداخته شده است که این موارد به شرح ذیل می باشد :

کتاب های درسی؛

شیوه ها و روش های تدریس؛

تغییر مدیران و اعمال سلیقه در نظام آموزشی؛

بی توجهی به نقش معلم؛

مدیریت متمرکز در آموزش و پرورش؛

توجه و نگاه کلی به کمیت ها در آموزش و پرورش؛

بررسی صلاحیت مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش؛

درس و بحث در فضای نامطلوب؛

کم رنگ بودن مشارکت مردم در مباحث آموزش و پرورش؛

بی توجهی به مقوله فرهنگی؛

سخنان تعدادی از صاحب نظران آموزش و پرورش در این مقوله:

قطع یقین شما نیز می توانید به موارد فوق اضافه نمایید.

 

مقدمه

نظام آموزشی کشور و بویژه نظام آموزش و پرورش همواره جایگاه ویژه ای در میان مسئولان داشته و دارد. در این میان نقد صاحبنظران و کارشناسان حوزه پژوهش و آموزش و محافل رسانه ای نیز درباره آن قابل تأمل است. برخی معتقدند مشکلات نظام تعلیم و تربیت کشور ریشه در گذشته دارد و چندان نمی توان به تغییر آن در طول چند سال دل بست. برخی دیگر اذعان می کنند که در نظام های آموزشی همه کشورها مسائلی چه در گذشته و چه در امروز به چشم می خورد اما همچنان که بسیاری از آنها راه حل مسائل شان را یافته اند ما نیز می توانیم با توجه، مطالعه و برنامه ریزی کارشناسانه و اجرای صحیح برنامه های مدون شده، راهکار متناسب با نظام تعلیم و تربیت خود را بیاموزیم.

 جهان دائماً دستخوش تغییر و تحول است، امروزه هر جامعه ایی نیازمند اجرای اصلاحات در نظام آموزشی و پرورشی است و طبعاً جوامعی که از شتاب و شدت دگرگونی های بیشتر در عرصه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی و علمی برخوردارند به این امر باید بیشتر اهمیت دهند. عوامل زیر نشان می دهد که سال هاست نظام آموزش و پرورش ایران بدون تحول مانده است.


کتاب های درسی؛ هر چند هر ساله شاهد تغییرات در کتاب های درسی هستیم اما اغلب آنها مفاهیم گویایی برای دانش آموزان ندارند، آنها را نقاد و تحلیلگر بار نمی آورند، کاربردی نیستند و کارهای علمی، آزمایشگاهی و تحقیقاتی جایگاه بسیار اندک در موضوعات درسی دارد. امروزه کتاب های درسی را چنان با اصول و چارچوب های خاص به دانش آموزان یاد می دهیم که جز خستگی نتیجه دیگری ندارد و از طرفی دیگر به علت غیرکاربردی بودن مطالب و موضوعات درسی دانش آموزان فقط به دنبال بالا بردن معدل و درصد قبولی هستند.


شیوه ها و روش های تدریس؛ اصولاً نظام آموزشی غیرهدفمند که همواره شیوه های تدریس سنتی را سرلوحه کار خود قرار می دهد معلم نقش محوری را در کلاس درس ایفا می کند و بیشتر مبتنی بر سخنرانی و استفاده از مهارت های کلامی است و این عامل سبب می شود دانش آموزان در فرآیند تدریس و یادگیری و ایفای نقش فعال، فرصت مشارکت کمتری را پیدا کنند. دانش آموزان در این نوع سیستم صرفاً مطالب را حفظ می کنند و امتحان می دهند و مجالی برای بروز استعدادهای خلاق نمی یابند و به تدریج تحرک و پویایی خود را از دست می دهند. معلم محوری جانشین دانش آموزمحوری می شود، روحیه پرسشگری از دانش آموز گرفته می شود و مهم تر اینکه ذهنیت پرسشگر و کاوش گر خلق نمی شود. از طرفی معلم را از رکود و روزمرگی خارج نمی کند و در برابر سوالات جدید قرار نمی دهد.


تغییر مدیران و اعمال سلیقه در نظام آموزشی؛ یکی از معضلاتی که دامنگیر آموزش و پرورش است این است که اغلب برنامه ها و تصمیمات اتخاذ شده با تغییر مدیران دستخوش تغییر و تحول می شود. نگاه های سلیقه یی، صدور بخشنامه ها و آیین نامه های متعدد، گرفتاری در وادی سلایق شخصی و تن دادن به آزمون و خطا ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره نظام آموزشی وارد کرده است.


هماهنگ نبودن با تکنولوژی روز دنیا؛ هرچند در قرن 21 زندگی می کنیم و با دنیایی مدرن، کامپیوتر، ماهواره، اینترنت و... روبه رو هستیم و  در دنیا مدارس به سمت مدارس هوشمند حرکت می کنند و لازم است دانش آموزان ما نیز با فضای مجازی آشنا باشند، توجهی در این زمینه در آموزش و پرورش ما به چشم نمی خورد، یا به قدری کم است که مشاهده نمی شود ، و متاسفانه تنها ابزار آموزشی ما در بسیاری از مدارس «گچ و تخته» است و هنوز سیستم آموزشی ما نتوانسته با دنیای تکنولوژی وفق پیدا کند یا به عبارت دیگر نظام آموزشی ایران با دنیای مدرن امروز هماهنگ نیست.


بی توجهی به نقش معلم؛ بی توجهی به نقش معلم در تحول آموزش و پرورش یکی از دلایل عقیم ماندن تحول نظام آموزشی است. تا زمانی که سه چالش اساسی مانند پایین بودن شأن و مقام معلم در جامعه، پایین بودن سطح دانش و مهارت حرفه یی و پایین بودن سطح حقوق (طبق احکامی که جدیدا صادر می شود از این حقوق نیز کاسته می شود و تاریخ اجرای حکم نیز از اول فروردین می باشد ) و مزایای معلمی وجود داشته باشد، نمی توانیم تحول بنیادی در آموزش و پرورش ایجاد کنیم زیرا تحول را باید از معلمان شروع کرد و بی توجهی به این امر باعث شده که بحث چند شغله بودن معلمان مطرح شود به گونه یی که یک معلم در یک زمان در یک مدرسه مشغول تدریس است اما ساعتی دیگر باید سریعاً خود را به نقطه یی دیگر برساند و به تدریس در کلاس های خصوصی و آموزشگاه ها مشغول شود. همین امر باعث می شود که اشتیاق و نشاط کار و فعالیت در آنها کاهش یابد و فقط به فکر تدریس و شیوه یی باشند که دانش آموز نمره قبولی بیاورد. در چنین سیستمی نوآوری و خلاقیت و ابتکار از دانش آموز گرفته می شود.


 

    مدیریت متمرکز در آموزش و پرورش؛ از چالش های فراروی ساختار آموزش و پرورش کشورمان مدیریت متمرکز در این سیستم است. سازمان های متمرکز آموزشی همواره به خاطر کندی در انجام کارها، بی توجهی یا کم توجهی به نیازها و فرهنگ منطقه یی و تلاش و تثبیت وضعیت موجود نمی توانند تحولی نو در سراسر کشور ایجاد کنند. کلیه تصمیمات خط مشی ها و برنامه ریزی های سازمان در یک جا اتخاذ و تنظیم می شود و برای اجرا به استان ها و مناطق ابلاغ می شود و مدیریت های مناطق به خصوص مدارس در واقع گردانندگان صرف بخشنامه ها و آیین نامه هایی هستند که خود حق اضافه کردن یا کم کردن یک سطر به آن را ندارند.

 

توجه و نگاه کلی به کمیت ها در آموزش و پرورش؛ آموزش و پرورش در ایران آنقدر به حاشیه های سرگرم کننده از قبیل نوسازی و تجهیز مدارس، معیشت، مسکن، حقوق معلمان و به طور خلاصه درگیر مسائل کمی شده که از پرداختن به موضوع اصلی که فرآیند صحیح تعلیم و تربیت است دور مانده و از طرفی گستردگی و حجم زیاد این سیستم می طلبد که به کوچک سازی و واگذاری آن به سازمان ها و مردم اهتمام ورزیم.

 

بررسی صلاحیت مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش؛ در حال حاضر افرادی که حتی در حوزه تخصصی خود نمی توانند کار کنند از طریق مجاری سیاسی، مدیریت آموزش و پرورش را به عهده می گیرند و در بعضی موارد تصمیماتی از سوی این افراد اتخاذ می شود که به صلاح آموزش و پرورش و نظام آموزشی نیست. از یک طرف مشارکت پذیر نبودن و نداشتن تعامل با بیش از یک میلیون نیروی کارشناس و تحصیلکرده و ناتوانی در استفاده بهینه از آنان و از طرفی دیگر نبود کارشناس و متخصص تعلیم و تربیت به معنای واقعی از چالش های فراروی آموزش و پرورش در این زمینه است.

 

درس و بحث در فضای نامطلوب؛ فضاهای آموزشی به گونه یی است که حس ناخوشایند را در دانش آموزان و بی میلی و بی انگیزگی را در معلمان ایجاد کرده است. دانش آموزی که نمره قبولی لازم را کسب کرده و معدل بالایی دارد اما در عمل بسیار ضعیف است و حتی در برخوردهای اجتماعی و حل مشکلات و کارهای فردی و شخصی خودش ناتوان است که این موارد باید به گونه یی اساسی و کارشناسی شده متحول شود یا به عبارت دیگر فضای آموزشی کشورمان به دور از هرگونه جذابیتی فقط به دنبال کسب معدل و گذر از امتحانات است و می خواهد دانش آموزان را با نمره قبولی از پلی به نام امتحان عبور دهد آن هم بدون کمترین آینده نگری در عرصه آموزش و پرورش.

 

کم رنگ بودن مشارکت مردم در مباحث آموزش و پرورش؛ مشارکت مردم در انجمن اولیا و مربیان در حد بسیار پایینی است و در بسیاری از خانواده ها گاهی دیده شده که به این انجمن با نگاه دیگری می نگرند و هنگامی که دعوتنامه یی از سوی مدرسه به دست والدین می رسد تا در انجمن اولیا و مربیان شرکت کنند فوراً گفته می شود که باز پول می خواهند و این ذهنیت منفی سبب شده تا مردم چنین انجمنی را محرم خود ندانند، این در حالی است که فلسفه وجودی انجمن اولیا و مربیان ایجاد پیوند میان خانه و مدرسه است.

 

بی توجهی به مقوله فرهنگی؛ بی توجهی به مقوله فرهنگ در سال های اخیر آنقدر پیش رفته که سبب تغییر ذائقه جامعه شده و در واقع کارهایی از جنس فرهنگی کم سودترین یا حتی زیانبارترین کارها به حساب می آید و این وضعیت منجر به خلاء تفکر اقتصادی و بروز نکردن خلاقیت اقتصادی در حوزه تعلیم و تربیت شده و خود این عامل و عواملی از قبیل افراط در حمایت یک طرفه از دانش آموزان بدون در نظر گرفتن ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی باعث شکسته شدن اقتدار معلمان و در نهایت تنزل غیرمستقیم پایگاه اجتماعی آنان شده است. در واقع ما مرحله گذار از جامعه بسته به جامعه باز را بسیار پرهزینه و گاهی ناموفق پشت سر گذاشتیم و این رویکرد تضعیف آمیز فرهنگی و اقتصادی سبب عدم راهیابی نخبگان و گاهی اوقات رویارویی آموزش و پرورش با مقوله فرار نخبگان بوده است. اگر بخواهیم تحول بنیادی در آموزش و پرورش ایجاد کنیم باید به سه نکته اساسی توجه وافری داشته باشیم؛ شناخت وضع موجود و کمبود کاستی های آن در مقایسه با وضع مطلوب، ایجاد شرایطی که در آن الگوهای نو بتواند به صورت عملی درآید و آگاه ساختن گروه های مختلف درخصوص فواید و ضروریات تحول در آموزش و پرورش.

از آنجا که یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش توجه به معلم و ایجاد فضایی مناسب برای آنان است باید تحول را از معلمان شروع کرد. شأن و منزلت معلم در صورتی نمود عینی پیدا می کند که جایگاه معلم در فرآیند تصمیم گیری تعریف و در نگاه مدیران به عنوان یک باور قلبی پذیرفته شود. تا زمانی که کلیه تصمیمات مدیران حوزه باید توسط معلمان در مدرسه به مرحله اجرا دربیاید تحول معنا و مفهومی ندارد. تا زمانی که معلم دغدغه مسائل رفاهی و معیشتی دارد و در تامین مایحتاج زندگی با مشکل روبه رو است و به ناچار باید شغل دوم یا سوم نیز داشته باشد انتظار کارآمدی و اثربخشی از او بیشتر شبیه آرزو است تا واقعیت.

سیاستگذاران آموزش و پرورش باید هر سال مخصوصاً در ایام تعطیلات تابستانی آموزش های لازم را برای معلمان درنظر بگیرند زیرا در شرایط متحول جهانی نباید فکر و عمل معلم محدود به مرزهای جغرافیایی خود باشد و باید از قدرت خلاقیت و ابتکار لازم بهره مند شود. معلم نباید فعالیت های خود را محدود به کتاب و جزوه کند بلکه با استفاده مدام از تکنولوژی جدید همانند اینترنت، رایانه و... به بروز استعدادهای خلاق و نوآور کمک کند.

امروزه اداره مطلوب مدارس شامل اصول و قواعدی است که باید آنها را آموخت و به کار بست. با رشد روزافزون علم و تکنولوژی در دنیا، دوره اداره آموزش و پرورش به روش سنتی و متمرکز بدون پویایی و رویکرد تحولی و ناهماهنگ به سر آمده و آموزش و پرورش برای حفظ و بقای خود و ایجاد قابلیت برای تغییرات مثبت و هدفمند در دانش آموزان نیازمند مدیران کارآمد و اثربخش است که بتوانند نظام غیرمتمرکز را در آموزش و پرورش نهادینه کنند. بدون تردید برای تعمیق یادگیری و درونی کردن آن و همچنین تقویت روحیه تحقیق و مطالعه و پرورش قوه خلاقیت، ابتکار و مهارت آموزی در دانش آموزان باید از روش های نوین علمی و آموزشی استفاده کرد که تحقق این امر در گرو تامین نیروی انسانی مجرب و کارآمد و برنامه ریزی مناسب است و این میسر نیست جز با استفاده از روش های جدید علمی همانند اینترنت، کامپیوتر و...

 

سخنان تعدادی از صاحب نظران آموزش و پرورش در این مقوله:

   قوانین مصوب اجرا نمی شود؛ دکتر «علی عباس پور» رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در بیان دیدگاه های خود پیرامون مسائل و چالش های آموزش وپرورش می گوید: «در حال حاضر آموزش وپرورش با مشکلات متعددی روبه روست. یکی از مهم ترین آنها اجرا نشدن قوانین مصوب از سوی این وزارتخانه است. به طوری که قوانین احیای معاونت پرورشی و تربیت بدنی و انتقال مراقبین بهداشت با هدف بالابردن استانداردهای سلامت در آموزش وپرورش پس از دو سال تصویب، هنوز اجرایی نشده است. (با تاخیر دوساله به صورت نسبی اجرا شد )

عباس پور نداشتن کارایی کافی نیروی انسانی آموزش وپرورش را نیز مد نظر قرار می دهد و می گوید: «وجود ۳۰ هزار معلم مازاد و ۵۸ هزار معلم حق التدریس غیررسمی یکی دیگر از معضلات بزرگترین وزارتخانه کشور است. به طوری که هر سال حدود ۵۵۰ میلیارد تومان صرف هزینه معلمان حق التدریس می شود. مسأله فضای آموزشی و توجه لازم نداشتن به بعد پرورشی در کنار بعد آموزشی به دانش آموزان و ناتوانی در به کارگیری تکنولوژی و روش های جدید آموزشی در سیستم تعلیم و تربیت کشور هم از دیگر چالش های پیش روی آن است. مشکلات نظام آموزشی ما نه در کوتاه مدت بلکه در بلندمدت و با تدابیر علمی حل شدنی است.»

دکتر «علیرضا شریفی» کارشناس آموزش و پرورش نیز در بیان مهمترین چالش های آموزش و پرورش ابتدا نیروی انسانی را مورد تأکید قرار می دهد و می گوید: «تربیت نیروی انسانی ماهر چه به لحاظ داشتن دانش معلمی و تعلیم و تربیت و چه به لحاظ داشتن تخصص و فن در حوزه خود باید مورد توجه قرار گیرد. منطبق نبودن آنچه که آموزش و پرورش به دانش آموز ارائه می دهد با آنچه نیازهای جامعه می طلبد و وجود نداشتن ابزار ارزیابی مشخص، تأثیرگذار و دقیق برای سنجش آنچه که دانش آموز می آموزد، از دیگر مسائل موجود در نظام آموزشی ماست. ضعف در مدیریت آموزشی هم کاملاً مشهود است. آیا به تعداد مدارسی که در کشور داریم مدیرانی هم که در رشته مدیریت آموزشی تحصیل کرده باشند داریم. متأسفانه این تعداد بسیار کم است. اغلب مدیران مدارس پس از کسب تجربه معلمی، در این سمت ایفای نقش می کنند. حجم بالای کتب درسی و عناوین و محتوای آنها نیز به عنوان مشکل قابل توجه است. این عوامل باعث می شود، نتوانیم نظام آموزشی مان را چندان کارآمد نامگذاری کنیم.

    «مصطفی طباطبایی» کارشناس آموزشی و مدرس دانشگاه تربیت معلم نیز درباره مسائل و مشکلات نظام تعلیم و تربیت کشور می گوید: «بزرگترین مشکل آموزش و پرورش داشتن مسئولانی است که به نظام آموزشی آشنا نیستند. باید مسئولان این نهاد آموزشی فعالیت و تدریس در مقاطع مختلف تحصیلی از جمله ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان، پیش دانشگاهی و حتی مرکز تربیت معلم را تجربه و از نزدیک مسائل آنها را لمس کرده باشند. از این طریق به نقاط کور آنها پی می برند. متأسفانه برخی مسئولان می خواهند درد این نظام را با الگوبرداری از کشورهای دیگر علاج کنند. همواره باید دغدغه اصلی مسئولان آموزش و پرورش معلم و شأن و جایگاه او باشد که همواره بیشترین مسئولیت آموزش را بر عهده دارد. باید مسئولان قشر فرهنگی جامعه را بشناسند و مورد توجه قرار دهند. چرا که بهترین فرصت و وقت نوجوان و جوان در اختیار آنها قرار دارد. ضمن آن که توجه به حقوق مادی معلمان نیز ضروری است. در همه کشورها مشکلات آموزشی به چشم می خورد، اما راهکاری نیز مورد توجه قرار می گیرد. همچنان که همواره مشکلات فراوانی وجود دارد، راه حل های فراوانی نیز می توان برای آن پیدا کرد. به تجربیات کارشناسان و فرهنگیان بازنشسته هم باید توجه نشان داد. بسیاری از بازنشسته های فرهنگی که ۳۰ سال تجربه در مقاطع ابتدایی تا تربیت معلم را کسب کرده اند، حاضرند ساعتی از وقت و تجربه هایشان را در اختیار مدیران و مسئولان آموزش و پرورش قرار دهند. بنابراین این تجربیات باید مدون شود و براساس آن ها برنامه ریزی برای حل مشکلات و معضلات صورت بگیرد. 

    تجهیز معلمان به علم روز نیز ضرورت دارد. در این باره مراکز تربیت معلم اهمیت می یابد. در گذشته تعداد مرکز تربیت معلم بیش از ۱۰۰ مرکز فعلی بود. تجربیات و مطالعات نشان می دهد میزان موفقیت معلمانی که در این مراکز تحصیل کرده اند بسیار بیشتر از معلمانی است که در سایر دانشگاه ها مدرک گرفته اند به طوری که نحوه نگرش آنها به آموزش بسیار مثبت تر است.

 

 

  منابع

گروههای آموزش بیرجند

روزنامه ایران  شماره 3803

ماهنامه های نگاه

وبلاگ های همکاران لینک شده

[ ۱۳۸۸/٥/٢۱ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ علی نوروزی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجانب علی نوروزی دارای مدرک کارشناسی در رشته آموزش ابتدایی با سابقه شانزده سال در زمینه تدریس و معاونت در مدارس ابتدایی منطقه کهریزک از مناطق شهرستانهای استان تهران
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت